گویند کبوتر با کبوتر باز با باز ..
کدام باز کدام.......گنجشککی هم نمی باشد
ما به اشی مشی ان هم راضییم
+
نوشته شده در ساعت 18:23 توسط مریم
|

وقتی که نگاهت به کوه یخی می ماند
وقتی که کلامت تلخ است و گزنده
باید بتو بگویم
که خداحافظ ای رهگذر حریم دلم
دور شو از من ای بیگانه ترین....
+
نوشته شده در ساعت 18:29 توسط مریم
|

جذری از روح و جسمم گرفتم
لاشه بدبوی خاطرات تلخ به جا ماند
+
نوشته شده در ساعت 20:47 توسط مریم
|

آن دیوار...... فرو ریخت
ومن در زیر اوار آن با انبوهی از یاس و ناامیدی
در حال جان دادنم
پ.ن: این روزها به اندازه تمام عمرم قلبم در سینه تپیده
خدایا سخت بتو محتاجم
+
نوشته شده در ساعت 18:22 توسط مریم
|

می خندم
میخندم
میگویند بخند تا دنیا بروت بخنده......
پ.ن: بس است دنیا با همین خنده هایش ما را به ..... کشید
پ.ن: از بس چیز مغزم نمی فهمم باز هم می خندم بی خیال
پ.ن: اقا اصلا اگه ما نخوایم دنیا خانم به ما بخنده
به جاش یه اقا دنیا بخنده باید کیو ببینیم
+
نوشته شده در ساعت 21:50 توسط مریم
|

این روزها زندگیم
طعم گس خرمالو
را میدهد
+
نوشته شده در ساعت 11:27 توسط مریم
|

فرار می کنم ......
کسی می داند نا کجا اباد کجاست؟
ادرس لطفا!!!!!!!!!
+
نوشته شده در ساعت 20:1 توسط مریم
|

دوست دارم دوست بدارم که به پایش جان دهم
دوست دارم دوست داشته شدن را تا باز هم به پایش جان دهم
پ.ن :این هم از مخ تابدار ما عاشقی نکنیم بهتر است
+
نوشته شده در ساعت 20:57 توسط مریم
|

سطر به سطر تمام می شوم
تمام می شوم سطر به سطر
گم می شوم کوچه به کوچه
کوچه به کوچه گم می شوم
لابلای جمعیت خفه می شوم
خفه می شوم
گم می شوم
تمام می شوم
+
نوشته شده در ساعت 19:8 توسط مریم
|

خدایا
من عادت کرده ام که در پی سراب بدوم
سراب امسال زیباتر از سراب پارسال است
از تو ممنونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در ساعت 20:55 توسط مریم
|

دیروز که گذشت...
امروز را نمی دانم چگونه است !!!!!!!
فردایی هم که نباشد خیالی نیست...
از این بن بست بیش از این انتظاری نیست
+
نوشته شده در ساعت 12:57 توسط مریم
|

اسمان که هنوز همین رنگ است و زمین نیز ....
اهنگ شعرهای ماهم که هنوزتلخ است
امیدمان دادندو گفتند که سال نو در راه است همه چیز نو می شود
پ.ن: شاید هم ما چیز..مغزشده ایم نمی فهمیم
+
نوشته شده در ساعت 23:15 توسط مریم
|

|