ولنتاینی در تنهایی!!!!!!!!!!!
پ.ن:۱گفتم:
چرا هیچ کس به من هذیه نداد چرا هیچ کس مرا به ت*** هم نگرفت
من دلم هدیه می خواست حتی شاخه ای گل ......
چرا من به هیچ کس هدیه ندادم ؟؟؟؟چرا من پول نداشتم تا به کسی هدیه بدهم ؟؟؟؟
گفت:
*اصلا مگر تو کسی هستی که بتو هدیه بدهند ؟
گفتم:
نه!!!!!!!!!
گفت:
*پس زیادی حرف نزن راست گفته اندازه یه ادم زنده حرف می زنی !!!!!!!!!
پ.ن:۲ این پست فقط جهت خالی نبودن عریضه نوشته شده است همین ٬٬٬٬٬٬
خواستم بگویم من هم بخدا هستم
پ.ن:۳با این اهنگ+خیلی حال می کنم
+
نوشته شده در ساعت 19:51 توسط مریم
|

همه زندگیم زورکی شده همه بهم زور می گن
زورکی زنده بمونم زورکی نمیرم
باید زورکی بخندم زورکی گریه کنم
زورکی سکوت کنم زورکی حرف بزنم
زورکی مهمونی برم زورکی کار کنم
عفاف و بهشت هم که حتما زورکیه
اخه این هم زورکی بودن چه لطفی داره
+
نوشته شده در ساعت 21:29 توسط مریم
|

نمی دانم در شروع یا در پایان حدیث اندوهم
در اوج پروازم یا در حال سقوط فقط می دانم گریزی ندارم
روحم این تن نیمه جان را یدک می کشد.....
+
نوشته شده در ساعت 19:40 توسط مریم
|

|